خداحافظی از پرشين بلاگ و ديدار در بلاگفا!

به اطلاع همه دوستان عزیز می رسونم:

این وبلاگ در پرشین بلاگ به روز نخواهد شد و در بلاگفا موندنی شدم!

آدرس جدید خورجین:

http://khorjiiiin.blogfa.com/

به امید دیدار

                                      خورجین

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


اسباب کشی موقت!

درود به همه همراهان مهربان و بزرگوارم....

به طور آزمایشی و موقت وبلاگم رو به بلاگفا انتقال میدم ٬به این امید که مشکلات دوستان عزیز بازدید کننده کمتر شه!و چنانچه مشکلی وجود نداشته باشه ٬در بلاگفا خواهم موند.

آدرس جدیدم:

http://khorjiiiin.blogfa.com/

تنهام نذارید!

به امید دیدار همه عزیزان در بلاگفا!

                                                                     خورجین           

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦


حجاب در قرآن

شواهد متعددى از قرآن حاكى از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براى حضور

در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر ـ صلوات اللّه و سلامه عليه و آله ـ از متابعت آن الگو منع مى شوند:

يا نِسَاء النَّبِى لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَقَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى; اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد. و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت هاى خود را آشكار مكنيد.16

دستورهاى اصلاحى اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكى از برخى نقص ها و كاستى ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:

يا أَيهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا;17 اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.18 همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مى شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اى به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن نزول آمده است «كان النسا يتقنعن خلف آذانهن; زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاى خود مى انداختند» بنا بر اين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبى برخوردار نبودند، تأييد مى

كنند.19

مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب آيه 59 مطرح شده20، و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است:

و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ; و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست، و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه [از زن ]بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد. وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا يرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُنَاحٌ أَن يضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجَات بِزِينَة وَ أَن يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ; و بر زنان از كار افتاده اى كه [ديگر ]اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند، و عفت

ورزيدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست. 

  

خدا، بخشنده ترین مهربانترین اصرار دارد که دین خود را اسان، عملی و لذت بخش کند برای مومنان حقیقی.  خداوند درزضمن به ما گفتند کسانیکه او یا کتابهای او را رد کنند خود و همچنان عزیزانشان که در راه آنان پیش میرند زندگی اسفناکی خواهند داشت.  در قرآن او به ما یاداوری میکند که هیچ سختی در انجام وضایف دینی برای ما نگذاشتند (قرآن 22:78).  خداوند قوانین زیادی در کتاب خود، قرآن، برای مومنان حقیقی بنا کرداند. نتیجه شکستن یا رد کردن هر یک از این قوانین گمراهی، بدبختی و عذاب ابدی است. 

در درک کردن مسئله مسل هجاب برای زنان مسلمان، احتیاج به برسی از بعضی از قوانینی که خالق ما بنا کرده است، قادر مطلق، که به او جواب گوی امال خود هستیم.  هر قانون مهم است و هر قانون دلیلی دارد.

1-  قرآن کتابی است کامل 6:19،38،114،115،12:111،50:45 

به یاد داشته باشید وقتی خدا می فرماید کتابش کامل است، یعنی %100 کامل است.

2-  قرآن بی عیب است، بدون اشتباه و بدون غلط.  41:42،12:40،30:30،30:43،98:5

3-  قرآن کامل با جزئیات است، و وقتی خدا میفرماید کتابش کامل با جزئیات است یعنی مفصل با جزئیات است.  خدا کار را نیمه تمام نمی گزارد.

4-  خدا احتیاج ندارد چیزی به کتابش اضافه شود.  خدا از طریق قرآن به ما یاد میدهد که کلماتش تمام نمیشود و اگر او میخواست میتوانست به ما صدها، هزاران یا میلیون ها کتاب در کنار قرآن بدهد (قرآن 18:109).  از آنجایکه قرآن کامل، بی عیب و با جزیات کامل است، خدا کتابی بیش از این به ما نداده است.

5-  خدا کتابش را قرآن نامیده است، بهترین حدیث.  او از مومنان حقیقی خواسته است که حیچ حدیث دیگری را به عنوان منبع در این دین کامل استفاده نکنند.  قرآن 7:185، 31:6، 39:26،45:6،77:50 

6-  خدا از مومنان حقیقی اش میخواهد که در تله بت پرستی نیفتند با پیروی از کلام رهبران دینی بجای کلام خدا.  قرآن

9:31

7-  خدا کسانی را که چیزهای را حرام میکنند که خدا حرام نکرده است تجاوزکار، دروغگو و بت پرست مینامد.  بت پرستی تنها گناهی است که خدا نمی بخشد اگر تا لحظه مرگ ادامه داشته باشد.  قرآن 5:87،9:37،7:32،6:119،6:140 ،10:59

8-  محمد فقط از طرف قرآن معرف شده است.  پیغمبر محمد آخرین پیغمبر بود و رسول خدا (قرآن 33:40).  او رسول خدا نشد بخاطر شخصیت اش، اما بخاطر اینکه قرآن به او داده شده بود که پیام اش را به تمام دنیا برساند.  دین اسلام دین خدا است و نه درباره محمد که به رحمت خدا رسانددهنده پیام قرآن بود.  او مأ موریتی از طرف خود نداشت.  مأموریت اش رساندن قرآن به دنیا بود.  قرآن 42:48،13:40،5:99

محمد چیزی را نمیتواند حرام کند، یا چیزی را حلال کند از طرف خودش.  وقتی آن کار را صعی کرد بکند خدا در آشکار به او پند داد.  قرآن 66:1

سوره 66:1  به ما یاداوری میکند که فقط خداست که چیزی را حرام میکند.  هیچ کس نمی تواند چیزی را حرام کند و نسبت بدهد به محمد در صورتی که خدا در قرآن زکر نکرده باشند.  هر کسی قدمی در چنین کاری بردارد نشان میدهد که کلام خدا و احکامی که در قرآن است تکذیب کرده است.

9-   مومنان حقیقی می دانند که وقتی خدا چیزی میگویند منظوری دارند و چیزی را هم که نمیگویند به منظوری است، در این صورت هر چیزی که در قرآن ذکر شده به منظوری ذکر شده و هر چیزی در آن نیامده به منظوری نیامده است.  خدا چیزی را فرآموش نمیکنند 19:64.  ما نباید چیزی به این دین اضافه بکنیم که خداوند به دلیلی آنرا ذکر نکرده اند و ادعا بکنیم که از طرف او یا رسولش آمده است.  رسول او فقط یک پیغام دارد و آن قرآن است.  خدا به ما گفته اند که کلامشان تمام نشدنی است.  قرآن 18:109

10-  ما در همه موارد زندگی به خدا احتیاج داریم در صورتیکه خدا احتیاجی ندارند که ما بخواهیم کتابشان را کاملتر و یا بهتر بکنیم.  کسانیکه فکر میکنند میتوانند این کار را انجام دهند در حقیقت میخواهند توجه را بیشتر در عوض خدا یکتا به بتهای خود داشته باشند.

11-  خدا از مومنان حقیقی میخواهد که در مورد هر اطاعاتی که آنها می بینند یا می شنوند و یا می خوانند تحقیق کنند.  قرآن 17:36

 

سه قانون برای حجاب خانم ها در اسلام

 

قانون اول:   بهترین پوشاک 

 

 قرآن 7:26  اى فرزندان آدم، ما براى شما لباس هايى فراهم كرده ايم كه بدن هايتان را بپوشانيد و نيز مايهٔ تجمل شماست. اما بهترين لباس، لباس پرهيزكارى است. اينها برخى از نشانه‌هاى خداست، باشد كه توجه كنند.

 

این اصل حجاب در قرآن است و این اولین قانون حجاب زنان در اسلام است.

 

قانون دوم:   سینه های خود را بپوشانید.

 

 قرآن 24:31   و به زنان باايمان بگو که نگاه خود را مهار کنند و نجابت خود را حفظ نمايند و هيچ قسمتی از اندام خود را آشكار نكنند، مگر آنچه لازم است. بايد سينه‌های خود را بپوشانند و اصول لباس پوشيدن را در حضور ديگران رعايت كنند، غير از شوهرانشان، پدارانشان، پدرشوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان، پسران برادرشان، پسران خواهرانشان، زنان ديگر و خدمتكاران يا كاركنان مرد كه ديگر تمايل جنسی ندارند، يا بچه‌هايی كه بالغ نشده‌اند. و هنگام راه رفتن طوری قدم برندارند تا برخی از اعضای بدنشان را تكان دهند و نمايان سازند. همهٔ شما به خدا توبه كنيد، ای ایمان آورندگان، باشد كه موفق شويد.*

 

قانون دوم را می توانید در سوره 24:31 پیدا کنید.  اینجا خدا به خانم ها دستور میدهد که هنگام لباس پوشیدن سینه های خود را بپوشانند.  قبل از اینکه 24:31 را بخوانیم بهتراست که دوکلمه را که در این مورد همیشه استفاده میشود مرور کنیم.  حجاب و خیمار

کلمه حجاب در قرآن

کلمه حجاب یک اسطلاحی است که وقتی از طرف زنان مسلمان ابراز میشود به این منظور است که باید سر و گاهی صورت و حتی گاهی چشم را هم پوشاند.  کلمه حجاب به عربی معنی های زیر را دارد.  پرده- روبنده- تقسیم کننده.

آیا می توانیم کلمه حجاب را در قرآن پیدا کنیم؟؟

کلمه حجاب در قرآن هفت بار آمده است، پنچ بار کلمه "حجاب" و دوبار "حجاباً" 19:17، 17:45، 42:51، 41:5، 33:53، 7:46.

هیچکدام از این کلمات حجاب در قرآن معنی آنرا نمی دهد که امروزه مسلمانان سنتی به عنوان پوشاک زنان مسلمان استفاده میشود.

خدا می داند که نسلهای بعد از محمد از کلمه حجاب سوء استفاده می کنند و قوانینی در مورد طرز لباس پوشیدن درست می کنند که مورد تاعید خدا نیست.  کلمه حجاب و همینطور حدیث در قرآن بکار برده شده بود قبل از آنیکه از آنها به معنی دیگر سوء استفاده شده باشد.  حجابی که در قرآن آمده هیچ ارتباطی با قوانین حجابی که مسلمانان سنتی درست کرده اند ندارد، و این حجاب به رسوم هرگروهی مربوط میشود، نه اسلام.

در بعضی از ممالک، مردان این حجاب را دارند و در بعضی خانم ها.  مخلوط کردن قوانین خدا با رسومی که انسانها درست کردند یک نوع بت پرستی است، زیرا کسانی که از این قوانین پیروی مکنند منبعی کنار کلام خدا می گذارند در حالیکه مدعی هستند که از طرف خداست.  بت پرستی تنها گناهی است که اگر تا دم مرگ ادامه داشته باشد قابل بخشش نیست.  سرپیچی از آنچه که خداوند در قرآن دستور داده اند، یا پیروی از قوانین ساخته شده ایی که در قرآن نیست نشانه های واضح رد کردن خدا و پیغامش هستند.  وقتی که رسوم به احکام خدا ارجهیت پیدا کنند نشانه آن است که دین حقیقی ما در مقام دوم قرار گرفته است.  خدا از کسی قبول نمی کند که در مقام دوم قرار گیرد خدا باید همیشه اول باشد و برای او هیچ دوی وجود ندارد.

 

 

 

 

قانون سوم:   بلندتر کردن لباسها

 

قرآن 33:59    ای پيامبر، به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان بگو كه لباس های خود را بلند كنند. بدين ترتيب، آنها (به عنوان زنان پرهيزکار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفوكننده، مهربان ترين.

 

اولین قانون حجاب برای زنان مسلمان در 7:26 آمده است، دومین در 24:31 و سومین در 33:59

 

با در نظر گرفتن آیه های بالا این برای ما واضع میشود که حجاب در قرآن برای زنان پرهیزکاری و محجوبیت است.  خدا می داند که محجوب بودن در جوامع مختلف معنی های متفاوت خواهد داشت به همین دلیل تصمیم گیری در مورد آنرا واگذار به هر شخصی می کند.  محجوب بودن یک زن در نیویورک ممکن است مورد قبول یک زن در مصر قرار نگیرد همانطور که محجوب بودن یک زن در مصر ممکن است مورد تائید یک زن در عربستان صعودی قرار نگیرد. 

خدا کاملاً از اختلافاتی که ما از درک محجوبیت داریم آگاه است، او ما را خلق کرده است و در انجام وضایف دینی برای ما هیچ سختی نخواسته است.  او تصمیم گیری در محجوب بودن را به ما واگذار کرده است و هر کسی که بخواهد یک حد خاصی برای محجوب بودن تعین کند درواقع مدعی میشود که از خدا بهتر میداند.  خدا تصمیم در این مورد را به اختیار هر شخصی گذاشته و هیچکس اجازه ندارد که آنرا محدود نماید.

 

پیروی کردن از دستور هر کسی جز خدا بت پرستی میشود.  این جدی بودن مسئله حجاب و خمار را میرساند.  زنان که حجاب دارند به دلیل رسومشان و یا به دلایل شخصی مرتکب گناه نشده اند تا زمانی که درک کنند که این جزء این دین کامل نیست.  کسانی که حجاب دارند به دلیل اینکه فکر می کنند که دستور خداست مرتکب بت پرستی شده اند، از آنجایکه خدا این را دستور نداده بلکه این دستور رهبران دینی است.  این زنان برای خود یک خدای دیگری پیدا کرده اند که به آنها دستور داده است که باید سرهای خود را بپوشانند تا مسلمان قبول شوند، به عوض خدای یکتا که قرآن را کامل- بدون نقص و با جزئیات نازل کرده است.

 

سختی در دین

خدا  بخشنده ترین مهربان ترین مقرر کرده اند که کسانی که کتاب کامل او را تکذیت می کنند و به دنبال منابع دیگری برای هدایت هستند هم در این دنیا و هم در آخرت برای انتخاب بدشان عذاب خواهند دید.  خدا هیچوقت برای مومنان سختی نخواسته اند بلکه این خواسته رهبران دینی است و در نتیجه قوانینی از خود درست کردند با محدودیتهائی مثل اینکه در کدام طرف تخت باید خوابید و یا باکدام پا باید از خانه خارج شد.

 

کسانی که به خدا ایمان دارند و قبول دارند که کتابش کامل- بدون نقص و با جزئیات است طبق قول خدا همه چیز برایشان راحت خواهد بود 10:62، 16:97 درحالیکه کسانی که به خدا ایمان ندارند و در جستجوی منبعی در کنار قرآن هستند سختی در این دنیا و در آخرت خواهند داشت.  در آخرت به خدا شکایت می کنند که "ما بت پرست نبودیم"،  اما خدا می داند که آنها بت پرست بودند.  قرآن 6:22

                                                        *******

حمید توکلی : طرح ترویج حجاب پلیسی فرهنگ سازی نیست ، ظاهرسازی است:

 

 

به نام خداوند حکیم

چند سال پیش یک مهندس عمران را دهدار می کنند ، این مهندس برای جلب توجه مردم و منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات دهستان ، بدون اینکه زیر سازی کند اقدام به آسفالت کردن خیابان های خاکی دهستان می نماید آسفالت ها را روی خاک ها می ریزد و رنگ سیاه آسفالت مردم ساده دل را راضی می نماید ، از قضا معلم این دهستان متوجه سهل انگاری های دهدار می شود و برای آگاه کردن مردم ، در مسجد برایشان توضیحاتی می دهد ، معلم شهر با آسفالت مخالف نبود بلکه تاکید داشت که قبل از آسفالت ، خیابان ها آماده آسفالت شوند  اما مردم ساده دل دهستان که تفاوت آسفالت کردن علمی و غیر علمی را نمی دانستند نگرانی معلم شهر را درک نکردند ، سال بعد که دهدار عوض شد و از دهستان به سوی شهر رفت ، آسفالت های خیابان شروع به متلاشی شدن کرد و وضع خیابان ها از آنچه بود بدتر شد......

هیچ کس مخالف رفع معضلات جنسی در جامعه نیست اما این طرح تنها ظاهر مساله را عوض می نماید ، ساختار جنسی جامعه ما از ریشه متلاشی شده است اما مسئولین کشور به جای اینکه به فکر ریشه این درخت باشند برای تمیز کردن برگ های درخت طرح می ریزند ، کاش مردم ما تفاوت ظاهرسازی و فرهنگ سازی را درک می نمودند ، این طرح فقط برای منحرف کردن افکار عمومی از معضلات جنسی جامعه است ، اگر دولت واقعا دلسوز مردم است اراده کند و طرح های جامع و کامل فرهنگ سازی جنسی را به هدف تعدیل فرهنگ جنسی جامعه اجرا نماید ، قطعا اجرای طرح های جامع فرهنگ سازی مشکل تر از طرح های ناقص است اما تا وقتی می شود مردم را با اینگونه طرح های ناقص فریب داد دلیلی ندارد که دولت انرژی اضافه صرف نماید !

اگر این طرح ، یک طرح علمی بود مجری آن یک جامعه شناسِ نخبه بود نه یک سردار نظامی !

 

همه مشکلات جامعه ما ناشی از این است که مسئولین به جای اینکه در جستجوی حقیقت دین باشند در جستجوی رنگ و بوی دین هستند !

آیت الله سید احمد خاتمی !  جامعه ما از رنگ و بوی دین چیزی کم ندارد اگر اراده دارید دولت را به دینداری و عمل گرایی تشویق نمایید !

******

علیرضا :  از کشف حجاب رضاخان تا ایجاد حجاب رضا جان

(رضا خان را که همه می شناسید اما منظور از رضا جان همان سردار احمد رضا رادان خودمان است)
حتما این روزها در رابطه با طرح مبارزه نیروی انتظامی با بدحجابی چیزهایی شنیده اید و خوانده اید و سردار احمد رضا رادان مسئول این طرح توضیحات مکفی را عنایت فرموده اند و حتما برای خودتان هم نظری دارید اما سئوال من این جاست که آیا حجاب به زور داغ و درفش عملی و ممکن است؟


می گویند مومن از یک جا دوبار گزیده نمی شود ولی نمی دانم چرا ما عادت داریم از یک جا آنقدر گزیده شویم که یا گزنده خسته شود یا خودمان . در تاریخ ماجرای کشف حجاب رضاخان را خوانده ایم که چطور سعی شد به زور زنانمان را از حجاب دور کنند و عاقبت نشد که نشد و حالا فکر کنم آیندگان در کتاب های تاریخشان بنویسند که چطور ما سعی کردیم بر سر زنان به زور حجاب بکشیم و آن هم نشد که نشد .


من از طرفداران سرسخت حجابم اما نه حجاب پلیسی که زنانمان را سریع تر به منجلاب فساد می کشاند . در خانواده ما و تا اقوام درجه چهار و پنج هم حتی نمی توانید یک زن غیرچادری پیدا کنید و از وقتی که چشم باز کرده ام همه زنان خانواده ام با چادر و لباس هایی که رنگ تیره داشتند در مقابل نامحرم ظاهر می شدند اما حتی یک نفر از آنان به خاطر ترس از نیروی انتظامی و دادگاه و کلانتری این کار را نمی کرد بلکه همه با پشتوانه اعتقادی و ایمانی دوست داشتند از حریم خود در مقابل نامحرم حفاظت نمایند .
و سئوالی بالاتر دارم و از همه کسانی که چنین طرح هایی را طراحی و اجرا می کنند می پرسم که چرا ما همیشه در پی معلول هستیم و علت را رها می کنیم بدحجابی یک معلول است و نمی دانم ما چرا در پی علت آن نمی رویم .

 چرا از خود نمی پرسیم چه چیزی باعث شد زنانی در همان دوره رضاخان در جامعه ما باشند که چندین سال خود را در خانه زندانی کردند تا مجبور نشوند بدون حجاب در انظار عمومی بیایند اما حالا هر چه می کنیم نمی توانیم نیم متر پارچه را بر روی سر زنان و دخترانمان نگه داریم .
چرا می ترسیم که در پی علت باشیم؟چرا واهمه داریم که بفهمیم چرا کارمان به این جا کشیده ؟آری می ترسیم که بدانیم زن یک کالای لوکس و زیبا و گران بها است و هنگامی که نگذاریم این کالا به دست مشتری اهل بیافتد ناچاریم بگذاریم به دست مشتری نا اهل بیافتد . اگر مردم گرسنه باشند و نان هم در نانوایی باشد اما نانوا نان را از راه مشروع به مردم نفروشد باید منتظر باشد که مردم به مغازه اش حمله کنند و از طریق نامشروع خود را سیر کنند .
اگر نگذاریم زیبایی زن در مقابل همسر قانونی و شرعی نمایان شود باید منتظر باشیم که زیبایی در مقابل هزاران همسر غیر قانونی و غیر شرعی نمایان شود . و بی دلیل نبود که هرگاه برای یکی از ائمه ما علیهم السلام خبر می آوردند که فلان جوان مجرد در حال گناه دیده شده است آنان بلافاصله از بیت المال و یا هزینه شخصی خود برای آن جوان همسری می گرفتند . بله آنان منادیان رحمت بودند که به علت توجه می کردند و نه معلول . می دانستند که روح جوان پاک و مطهر است و تا مجبور نشود پی گناه نخواهد رفت و اگر همسری داشته باشد مرتکب حرام نمی شود.
حجاب هیچ گونه آزادی را محدود نمی کند نه آزادی سیاسی نه آزادی اجتماعی نه آزادی دینی و نه آزادی کاری و تنها چیزی را که محدود می کند آزادی سکسی است که وقتی درست از عهده آن بر نیائیم باید منتظر عواقب وحشتناک آن باشیم.
هنگامی که می گوییم آقایان محترم بیایید برای جوانانمان امکان ازدواج دائم و موقت را فراهم کنیم همه می گویند معاذ الله ، وقتی می گوئیم آقایان این کار باعث می شود که نیاز جوانانمان از طریق مشروع ارضا شود و دیگر دختری به دنبال عرضه خود نیست تا بتواند دلی ببرد و پسری هم به دنبال دلربای بدحجابی نیست تا بتواند کمی دل درد دیده اش را تسکین دهد و در نتیجه آمار بد حجابی کاهش می یابد ، آقایان می گویند ما دنبال درد سر نیستیم همین کار راحت تر است اگر کسی بد حجاب بود می آوریمش در کلانتری و بلایی به سرش می آوریم که خوش حجاب شود .
خنده دار است والله که خنده دار است به خدا خنده دار است که سطح فکری جماعتی که بر ما حاکمند این قدر کوتاه است.


حجاب به زور بر سر کسی نخواهد رفت همانطور که به زور از سر کسی نرفت .
اقایان اگر راست می گویند و می خواهند بدحجابی کم شود در مسیر تسهیل ازدواج دائم و به خصوص موقت گام بردارند .و حتی یکی نیست بگوید اگر همت این کار را هم ندارید برای کم کردن بدحجابی از ارائه خدمات به زنان بدحجاب خودداری کنید نه اینکه بخواهید با چوب و ترکه کسی را با حجاب کنید . وقتی زنی ببیند اگر حجاب را رعایت نکند نه بانک می تواند برود نه فروشگاه می تواند برود نه دانشگاه می تواند برود نه از اتوبوس و مترو می تواند استفاده کند و نه حتی می تواند وارد ادارات دولتی شود و فقط می تواند از سبزی فروش محله سبزی بخرد صددرصد از آمار بدحجابی کم خواهد شد همان کاری که ارو.پا انجام می دهد البته با 180 درجه اختلاف یعنی اجازه نمی دهند زنان با حجاب از بانک ها دانشگاه ها و مدارس استفاده کنند . باز هم می گویم سناریوی قدیمی کهنه و ناکارآمد با حجاب کردن زنان به زور هرگز موفق نخواهد شد.

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦


دستگيري بوترابي و سرنوشت وبلاگ نويسي

محمد علي ابطحي

abtahi472.jpg

آقاي دکتر بوترابي، رئيس پرشين بلاگ از دوستان قديمي من است. سال ها از فعالان حوزه هاي دانشجوئي بود. در ايام جنگ هم با دشمن مي جنگيد و يار آشناي جبهه ها بود.

چند سال پيش که وبلاگ نويسي در ايران رواج يافت، با اين که شرکت شناخته شده ي کارهاي کامپيوتري داشت، براي رشد و تقويت وبلاگ نويسي، پرشين بلاگ را خريد. خيلي اين کار را دوست داشت و براي آن سرمايه گذاري مي کرد. به تقويت فرهنگي وبلاگها ايمان داشت. به خاطر همين وسواس فرهنگي، مخالفان صنفي اش بارها از او به عنوان مأمور حکومت و وزارت اطلاعات ياد مي کردند. وقتي که او را دستگير کردند و تا امروز که دليل آن را نفهميدم، علاوه بر آن که براي او که دوستي عزيز بود ناراحت بودم، به سرنوشت وبلاگ نويسي در ايران مي انديشيدم.

بوترابي با علاقه شخصي مديريت سايتي را بر عهده گرفته است که در آن حدود ۷۸۰ هزار وبلاگ فارسي وجود دارد که ۱۷۰ هزار تاي آن فعالند. اين يک سرمايه بزرگي است که ۱۷۰ هزار ايراني مشغول توليد نوشته فارسي هستند.

کمترين کار وبلاگ نويسي گسترش زبان فارسي است. با اين فشارها، اگر آقاي بوترابي عزيزمان پس از آزادي از زندان عطاي وبلاگ را به لقاي آن بخشيد و در اثر نگراني از اين نوع رفتارها، چهار پنج تا حوزه ديگري که آن ها هم از سر سوز و عشق به وبلاگ با سرمايه گذاري شخصي اين سرزمين را در اختيار وبلاگ نويسان قرار داده اند، تصميم بگيرند آن را تعطيل کنند، چه به سر اين همه توليدات فرهنگي کشور که در وبلاگ هاست خواهد آمد؟ مسئولان فرهنگي و امنيتي آيا به اين نکات توجه مي کنند؟ در حقيقت من که خود را جزئي از وبلاگ نويسي بزرگ کشور مي دانم، هم براي دستگيري دوست خوبم آقاي بوترابي نگرانم و هم براي سرنوشت وبلاگ ها. واقعاً آقاي بوترابي از نظر شخصي و اخلاقي از صادق ترين و متدين ترين و حتي پراحتياط ترين افراد و مديران بخش خصوصي بود.

اميدوارم هم بوترابي آزاد شود و هم پرشين بلاگ را ادامه دهد. وبلاگ نويسي جوان ايران راه طولاني و زيادي در پيش دارد.

روز آنلاین

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦


10 نکته ای که خانمها مايلند آقايون در مورد آنها بدانند!

 

خانم ها و آقایون کم کم با هم موافق می شوندکـه بر سر مسائل مهم با هم مخالفند. به عنوان مثال، آقایون به هیچ وجه هنگام تماشای سریال "نـرگس" گریه نمی کنند و خانم ها هم هیچ گاه زمان تماشای "لورل و هاردی" نمی خندند.


اما اگر بخواهیم با دید وسیع تری به قضیه نگاه کنیم، خانم ها و آقایون آنقدرها هم که وانمود می کنند، متفاوت از یکدیگر نیستند. اگر کمی بیشتر به این موضوع فکر کنید، متوجه می شوید که خواستگاه نیازهای هر دوی آنها به طور بنیادین از تمایلات انسانی نشئت می گیرد: کمی علاقه، مقداری مهر و محبت، اندکی تنهایی، تا حدودی شراکت، و نهایتا استقلال.

مشکل اساسی زمانی شکل می گیرد که زن و مرد احساس می کنند به هیچ وجه قادر به درک یکدیگر نیستند، و با این حساب دست از تلاش کردن بر می دارند؛ باید بگویم که چنین تصمیمی، شما را به هیچ کجا نخواهد برد و نتیجه مطلوبی در بر نخواهد داشت. بنابراین برای اینکه کارها را برای آقایون آسان کنیم، در این قسمت به 10 مطلبی که خانم ها با زبان خودشان گفته اند که تمایل دارند آقایون در مورد آنها بدانند اشاره می کنیم؛ و اما خبر خوشی که جا دارد در اینجا اضافه کنم این است که: خانم ها آنقدرها که آقایون تصور می کنند نیازمند، پرحرف و مرموز نیستند؛ خدا را شکر؛ پس چرا یک پرینت از روی این مقاله نمی گیرید و پهلوی سی دی "لورل هاردی" همسرتان نمی گذارید؟!

1- اگر قصد ندارید با ما تماس بگیرید، لازم نیست بگویید: "بهت زنگ می زنم". لاله، مجرد، از تهران. خانم ها ترجیح می دهند کاری به کارشان نداشته باشید، تا اینکه بخواهید به آنها دروغ بگویید. اگر چنین کاری می کنید باید مراقب عواقب آن هم باشید؛ چون ممکن است دفعه آینده که خانمتان به شما می گوید: "برای نهار می بینمت" تا شب منتظر بمانید، اما هیچ خبری از او نشود. به هر حال این نتیجه "بهت زنگ میزنم" خودتان است. بنابراین در چنین موقعیتی آقایون هم می توانند از حسن سلیقه خود بهره ببرند و زمانیکه مجدداً همسر و یا نامزد خود را دیدند، بگویند: "ممنونم از اینکه وقتت را به من دادی، ظهر فراموش نشدنی بود!" نکته ویژه: مژگان معتقد است: "فکر نکنید اگر ما را برای 3 روز منتظر تماس خود بگذارید، این کار باعث می شود که علاقه ما نسبت به شما افزایش پیدا کند."

2- اگر مشغله های زیادی دارید، لازم نیست یکدفعه از روی کره زمین محو شوید، حداقل با یک e-mail کوتاه و مختصر، ما را در جریان امور قرار دهید. بتی، دانشجو، شیراز. اگر به عنوان مثال مشغله کاری شما در طول این هفته بیش از اندازه زیاد شده است و نمی توانید توجه درخوری را که مایل هستید، به ما بدهید، مطمئن باشید که دست به خودکشی نخواهیم زد. آنطور که شما تصور می کنید نیست. ما لازم نداریم که از صبح تا شب تلفنی با شما صحبت کنیم. اگر بگویید کار دارید، سرتان شلوغ است، وقت کافی ندارید، و هفته آینده فرصت پیدا می کنید تا سری به ما بزنید، این کار را حمل بر بی ادبی نمی گذاریم، بلکه متوجه میزان بالای با ملاحظگی و درک شما می شویم. (البته به شرطی که هفته بعد به قول خود عمل کنید!)

3- ما از شما انتظار نداریم تا در سطح برنامه ریز مسابقات قهرمانی برای برنامه ریزی در رابطه تلاش کنید، اما کوچترین قدم در این زمینه قابل ستایش است. ما دوست نداریم در رابطه تبدیل به یک منشی شویم و قرارهای ملاقات را فیکس کنیم. سارا، متاهل، از کرج. بله، بدمان نمی آید که تا حدی در این حوزه کنترل داشته باشیم، اما گاهی اوقات.....خسته می شویم. به این معنا که شنیدن "هر چی که تو بخواهی" در برخی مواقع ما را به هیچ وجه خوشحال نمی کند. لازم نیست برای برنامه ریزی خودتان را بیش از اندازه تحت فشار قرار دهید، ما معمولا سرگرمی های متنوع را به هر چیز دیگری ترجیح می دهیم.

4- اگر تمام پیشنهادات شما را با سر قبول نکردیم، نباید احساس ناراحتی کنید. گیلدا، مجرد، از بندرعباس. برخی از خانم ها نسبت به سایرین، نیازمند زمان بیشتری هستند تا بتوانند همه چیز را تحلیل و بررسی نمایند. ریلکس باشید؛ ما فقط به زمان و فضای بیشتری نیاز داریم. اگر کمی از شما فاصله می گیریم، به این معنا نیست که می خواهیم شما را تست کنیم، یا قصد به بازی گرفتنتان را داریم، و يا اینکه اصلاً علاقه ای در کار نیست؛ فقط می خواهیم یک سیر طبیعی را طی کنیم تا بتوانیم تشخیص دهیم که اوضاع از چه قرار است. (یا شاید هم مشغله های کاریمان زیاد باشد! به گوشتان آشناست؛ نه؟)

5- زمانیکه از دستتان دیوانه می شویم، سعی نکیند با بوسیدن و در آغوش کشیدن، سر همه چیز را هم بیاورید. ما در آن حالت فقط می خواهیم شما را خفه کنیم. سارا، مجرد، از اصفهان. همانطور که می دانید، آقایون به طور ذاتی از خانمهایی که مانند مادر فولاد زره هستند، می ترسند. اما خدا آن روز را نیاورد که بخواهید با عشقبازی، خشم و عصبانیت ما را از بین ببرید؛ آن وقت است که باعث می شوید دود از گوش هایمان بیرون آید. اجازه دهید ما عصبانیت خود را خالی کنیم؛ در مقابل شما هم میتوانید عصبانی شوید و واکنش نشان دهید.

6- زمانیکه بر سر موضوعی با شما بحث می کنیم به این معنا نیست که قصد داریم نظر شما را در مورد آن تغییر دهیم... (البته بجز وقت هایی که نظرتان عوض می شود). شادی، متاهل، از تبریز. ما عاشق بحث های جدی هستیم. دوست داریم با شما در مود گروه محافظه کار و لیبرال بحث کنیم و جنگ های دوستانه راه بیندازیم. با این کار لحظه های فراموش نشدنی و خاطره انگیز جالبی در زندگی به وجود خواهد آمد.

7- باید به اندازه کافی در مورد نامزد قبلی شما بدانیم تا مطمئن شویم، تهدیدی برای ما محسوب نمی شود. شهلا، مجرد، از مشهد. اگر از صحبت کردن در مورد او طفره بروید، آنوقت ما احساس می کنیم که هنوز بین شما دو نفر چیزی وجود دارد. البته منظور ما این نیست که بیایید و جزئیات تمام پیوندهای عاطفی گذشته خود را برایمان مو به مو توضیح دهید. به عبارت دیگر ما فقط سر تیترهای رابطه را می خواهیم، به علاوه نکاتی که در لفافه معلوم کند ما خیلی بهتر از او هستیم.

8- یک دفعه به سراغ نقاط حساس بدن همسرتان نروید، اول کمی اطراف آنها مانور دهید تا ببینید عکس العمل ما چیست. مریم، متاهل، از رشت. ما هم مثل تمام دخترهای دیگر نقاط حساس مشترکی داریم، اما اگر جاهای مختلف بدنمان را تجربه کنید، این امر نشان می دهد که: الف) شما مطلعید که همه خانم ها با یکدیگر متفاوت هستند، ب) میخواهید جای جای بدن همسرتان را بهتر بشناسید. ج) قصد دارید بفهمید که چه چیز خاصی در او باعث می شود بگوید بهترين لحظات را سپري ميكند.

9- کمک کردن به انجام کاری که از ادامه آن عاجز هستیم، برایمان بیش از 10 مرتبه ارگاسم ارزش دارد. سوسن، متاهل، از یزد. یک خانم زمانی می تواند به وضوح درک کند که یک مرد حافظ و نگهبان واقعی اوست که در کارهای نیمه تمام کمکش کند. به عنوان مثال آقایون می توانند جعبه های اضافی و کارتون های خالی که دور تا دور خانه خانم را اشغال کرده اند را فشرده کرده و برای بازسازی تحویل مراکز ذیصلاح دهند. این امر آنها را حقیقتاً خوشحال می کند.

10- اگر لباسی ما را چاق جلوه می دهد، حتما باید به ما گوشزد کنید؛ البته نه به طور مستقیم و رک و بی پرده. تنها کافی است بگویید: "این لباس خوبه، اما فکر می کنم اون لباس سبزه، خیلی بیشتر از این بهت میاد." با اتکا به این روش هم ما متوجه میشویم که موضوع از چه قرار است و هم پیوندهای عاطفی رابطه مستحکم تر میشوند.

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦


آدم و حوا

یک دختر زیبا راه می رفت در دورنمای دید آدم. آدم نگاه می کرد و انگار در اعماق وجودش چیزی می شکفت که نمی دانست چیست. شاید مثل حسی که جوانه کوچکی زمان سر در آوردن از خاک دارد. اما حس آن جوانه را تا به حال چه کسی دیده و چه کسی حس کرده است به جز خود آن جوانه؟... حس آدم هم از همین نوع بود.

دختری زیبا راه می رفت در دورنمای دید آدم. در یک باغ پر از گل و درخت و نور... گل های باغ همگی سفید و سرخ بودند و ساقه های سبزشان از جوی ها سیراب می شد. دخترک گل ها را یک به یک کنار می زد و نزدیک می شد. گاهی پیچکی را دور می زد و گاهی با دستش شاخه درخت اناری را به کنار می راند. موهایش را از پشت بافته بود. به سوی آدم می آمد. قدم به قدم... آدم نگاه می کرد. دختر پاهای برهنه اش را با دقت روی خاک باغ می گذاشت. عاقبت رسید به آدم. به فاصله یک جوی آب کوچک از آدم ایستاد. آدم به چشم های خاکستری حوا نگاه کرد و حوا به چشم های مشکی آدم... لبخند زد. آدم دستش را دراز کرد. حوا دست آدم را گرفت و از روی جوی پرید. لحظه ای بعد دختر در آغوش آدم بود. حوا بدن آدم را بویید. آدم نخستین بوسه بشری را خلق کرد...

http://www.abelozersky.com/images/adam_eve.jpg

***

از دور دست می آیی... می نشینی کنار من. اینجا دامنه کوه زیباییست. بهار فرش سبز رنگی زیر پایمان انداخته است. بقچه را باز کن تا چیزی بخوریم. چه هوایی است... خدای من. نان و پنیر و سبزی معطر کوهی... می خندی... چه زیبا می خندی!

http://www.ha-artforms.com/images/adam-eve.jpg

***

تو معنی زندگی می دهی. حوا یعنی زندگی... زنده... در کنار آدم. دوستت دارم حوا. بیا در باغ گشتی بزنیم...

آدم دست حوا را گرفت. در باغ دویدند. روی زمین دراز کشیدند. حرف زدند، خندیدند. شنا کردند... سراسر باغ مملو از نوری بود که گرمابخش عشق آدم و حوا بود.

حوا نشست روی زمین. دست آدم را هم گرفت و با خود نشاند. دستش را به میان موهای آدم برد. موها را نوازش کرد. آدم دستش را به سمت گردن حوا برد. نوازش کرد. موهای دختر را عقب زد. عاقبت سرش را جلو برد و پیشانی حوا را بوسید...

https://www.sharemation.com/cafar/image.jpg

***

صبح، در میان باغ بهشتی، نوری تلالو می کرد که برگ درختان از بازتاب آن می درخشید. برگ درخت زیتون به رنگی و برگ درخت انگور به رنگ دیگر. گندم ها طلایی رنگ می شد. از همه زیبا تر اما برگ درختان سیب بود و میوه های سرخ رنگ آن. سبز ِ سبز، سرخ ِ سرخ. درخشان و دلفریب...

موسیقی باغ بهشتی همیشه در اوج بود. پیانو در گوشه باغ قرار داشت. آنجایی که حد فاصل مزرعه کوچک گندم و باغ انار بود. کنار جوی آب...

فرشته ای پشت پیانو نشسته است و می نوازد. آهنگی آرام و ساده و دلنشین. فرشتگان کُر می خوانند... صدایشان در باغ بهشتی طنین افکن است.

http://www.aysooda.com/images/ay_26.jpg

آدم و حوا کنار جوی آب نشسته اند. زن در چشمهای مردش نگاه می کند. آدم لبخند می زند. نگاه حوا به میان باغ می گردد. روی درختان و میوه ها می چرخد و روی درخت سیب می ایستد. آدم هم نگاه می کند. سیب... ولی دست زدن به آن درخت ممنوع است! آدم با ناباوری به صورت حوا نگاه می کند. چشمان حوا ملتمسانه نگاه می کند. آدم سری تکان می دهد و با اخم سرش را به سمت دیگری برمی گرداند. صدای نواختن پیانو هنوز در باغ به گوش می رسد. گروه فرشتگان همچنان کُر می خوانند. با صدایی غمگین...
غروب می شود...

نور باغ بهشتی کمرنگ شده است. آدم از کنار سبزه ها می گذرد و روی تخته سنگی می نشیند. کمی آن سو تر رهبر ارکستر ایستاده است و نوازندگان را رهبری می کند. صدای موسیقی این بار کمی سنگین است. فرشته ای با صدای آلتو مشغول خواندن است. آدم فکر می کند... رهبر ارکستر در اوج ضرب دادن دستانش را به شدت تکان می دهد. بعضی مواقع چشمش را می بندد و لطافت موسیقی را به نوازندگان منتقل می کند. گاهی اوقات چشمانش گشاد می شود و دستش را با حرارت تکان می دهد. نوازندگان زهی هماهنگ با هم آرشه می کشند. موسیقی کمی حالت سکون به خود می گیرد... فقط صدای ویلن سِل به گوش می رسد ... آن هم خیلی آرام...

http://www.picassomio.com/images/art/pm-18439-medium.jpg

حوا در آنسوی باغ است. مردمک چشم های آدم او را می بیند... حوا نزدیک درخت سیب می شود ... باز هم موسیقی به اوج می رود... صدای خوانندگان کُر دوباره حجم می گیرد. رهبر ارکستر با شدت دستش را تکان می دهد و به عقب و جلو خم می شود... فرشتگان با صلابت می نوازند... آدم وحشت زده نگاه می کند... دهانش باز مانده است... خشکش زده... دست حوا به سمت سیب سرخ رنگ دراز می شود... سیب را لمس می کند... سیب را از درخت می کند... موسیقی در اوج به ناگاه پایان می پذیرد... در باغ بهشتی دیگر از نور و موسیقی خبری نیست... غروب تلخ رنگی است...

http://www.keshavarzejavan.com/gallery/data/media/6/02.jpg


صدای اذان می آید...
الله اکبر...
الله اکبر

نگاه آدم و حوا گره می خورد. بر چهره ها غم سنگینی می کند. زن از میان باغ به سوی مردش بر می گردد. زیبایی ها کم کم از میان باغ رخت بر می بندند. باغ تاریک تر و تاریک تر می شود. حوا سیب را به زمین می اندازد. میان پاهای برهنه اش. دستش را دور کمر آدم حلقه می کند و می گرید... آدم رویش را بر می گرداند.

باغ بهشتی تاریک تاریک شد. بشر پا به نخستین شب زندگی خویش گذاشت. شبی تاریک ِ تاریک ِ تاریک... و با سیبی سرخ رنگ به بهای از دست دادن باغ بهشتی...

http://www.kgi.ruhr-uni-bochum.de/raffael/kap_15/abb_4.jpg

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦


مدير پرشين بلاگ در بازداشت

botorabi468.jpg

در حالي که مهدي بوتراب، مدير سرويس پرشين بلاگ در بازداشت به سر مي برد، اخبار انتشار يافته در مورد زمان بازداشت و اتهامات وارده به وي متفاوت است.

خبر بازداشت مدير عامل پرشين بلاگ ديروز ابتدا از سوي فخرالسادات محتشمي پور و در وبلاگ وي به نام روزها منتشر شد. محتشمي پور که در دولت خاتمي مشاور زنان وزارت کشور بود طي يادداشتي در وبلاگش خبر داد: "مدير پرشين بلاگ هم يک هفته است که بازداشت شده. کسي نمي داند چرا. همسر و مادروبچه هايش نگران حال اويند ولي هنوز کسي جوابگو نيست".وي با اشاره به نگراني خانواده وي و عدم پاسخ گوئي مقامات کشور و بي خبري از وضعيت بوترابي، نوشت:"همسر او فرزند شهيد است. او نگران است که اگر قصه ادامه پيدا کند سئوالات بي جواب بچه ها آنها را نسبت به همه چيز بدبين کند.او مي گويد منتظر مي مانم تا کار عاقلانه پيش برود".

اما سايت رجا نيوز، از سايت هاي حامي دولت ساعتي که توسط فاطمه رجبي هسمر سخنگوي دولت اداره مي شود، ساعتي بعد در حالي که منبع خبر خود را نوشته محتشمي پور عنوان مي کرد، اتهامات مدير پرشين بلاگ را پشت هم رديف کرد و نوشت: "ارتباط مشكوك با برخي عناصر ايراني شاغل در موسسات نومحافظه كار آمريكايي از جمله اتهامات بوترابي است. گفته مي شود، رييس پرشين بلاگ برخي اطلاعات شخصي كاربران و وبلاگ نويسان تحت پوشش پرشين بلاگ را به اين موسسات ارائه كرده است".

اين سايت با اشاره به اينکه مهدي بوترابي رئيس شركت آرياگستر و سرويس وبلاگ پرشين بلاگ از سوي يك نهاد امنيتي بازداشت شده، ادعاي ديگري را نيز مطرح کرد: "عليرضا عسگري، معاون سابق وزير دفاع كه چندي است ناپديد شده و رسانه هاي غربي مدعي پناهنده شدن وي هستند، مدتي معاون مالي-اداري بوترابي در شرکت آرياگستر بود".

بازداشت بدون اتهام قطعي

يک سايت غير رسمي ديگر منسوب به احمدي توکلي از برنامه ريزان جناح راست هم در تکميل اتهامات مدير پرشين بلاگ نوشت: "مديرعامل سايت اينترنتي پرشين بلاگ به علت ارتباط احتمالي با پرونده ناپديد شدن عليرضا عسگري، نظامي بازنشسته ايران که هم اکنون در خارج به سر مي برد بازداشت شد".

اين سايت به نقل از "يک منبع مطلع ناشناس" نوشت: "مأموران دادستاني تهران، عصر روز چهارشنبه نوزدهم ارديبهشت ‌ماه جاري با در دست‌داشتن حكم بازداشت و با مراجعه به دفتر کار وي در خيابان شهيدبهشتي تهران، وي را به بازداشگاه منتقل كردند".

منبع آگاه سايت الف كه خواست نامش فاش نشود با اشاره به آغاز مراحل بازجويي از بوترابي به اين سايت گفت: "اگرچه هنوز اتهام اين فرد قطعي نشده است اما گفته مي‌شود وي در ارتباط با پرونده ناپديد شدن عليرضا عسگري معاون سابق وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح بازداشت شده است".

اين منبع آگاه البته توضيح نداد که چگونه وي بدون قطعي شدن اتهام بازداشت شده است ولي مدعي شد:"عسگري پس از خارج از شدن از وزارت‌خانه، به عنوان معاون اداري - مالي سايت پرشين بلاگ مشغول به كار شد و در عين حال به دليل آشنايي خودش و مدير عامل پرشين بلاگ با كشورهاي عربي از جمله سوريه و لبنان و ارتباطات گسترده اين دو با اين كشورها، كارهاي تجاري مختلفي را در اين دو كشور آغاز كرد كه از جمله آنها صادرات زيتون بود".

خبرگزاري کار ايران[ايلنا] هم غروب يک شنبه بازداشت مدير سايت پرشين بلاگ را تائيد کرد و نوشت: "عده‌‏اي عنوان كرده‌‏اند كه عسگري، معاون اداري‌‏ مالي پرشين بلاگ بوده است كه اين موضوع اساساً كذب است و وي هيچ سمتي در پرشين بلاگ نداشته است".

در همين حال سايت بازتاب نيز ضمن تائيد بازداشت مدير پرشين بلاگ، تاريخ بازداشت وي را "صبح سه شنبه هفته گذشته" ذکر کرد.

برنامه ويژه

با وجود اصرار سايت هاي نزديک به دولت بر اينکه مدير پرشين بلاگ به اتهام دوستي با عليرضا عسگري در بازداشت به سر مي برد، نشانه هائي از انگيزه هاي سياسي در اين خصوص هويداست.از جمله سايت رجا نيوز با وجود وارد کردن اتهامات مختلف به بوترابي، در خبر خود تاکيد کرده که "محتشمي پور، همسر مصطفي تاجزاده در يادداشتي در وبلاگش از بازداشت بوترابي ابراز نگراني كرده است". اين سايت در ادامه آورده: "بوترابي از نزديكان مصطفي تاجزاده و محمد علي ابطحي است و خانم اعظم سقطي همسر وي از اعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي مي باشد".

قبل از اين نيز در سايت هاي اينترنتي حامي دولت نزديکي مدير پرشين بلاگ به حزب اعتماد ملي و آشنائي وي با محمد علي ابطحي به عنوان اتهام مهدي بوترابي ذکر شده بود. اين سايت ها خواستار برخورد با مدير پرشين بلاگ شده بودند.

محمد علي ابطحي از معاونان محمد خاتمي در دوره رياست جمهوري وي که از ديرباز وبلاگ نويس است روز گذشته در وبلاگش نوشت: "آقاي دکتر بوترابي رئيس خوب و پر تلاش پرشين بلاگ، بزرگترين سايت ميزبان وبلاگ هاي ايراني که نميدانم چرا دستگير شده، حق زيادي بر گردن وبلاگ نويسان ايراني دارد. خدا کند زودتر آزاد شود و کار سرويس دهي وبلاگها را دنبال کند".

نادر يوسفي

  
نویسنده : خورجین ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦